تاج الدين احمد وزير
497
بياض تاج الدين احمد وزير ( فارسى )
* 436 * لمولانا المرحوم ناصر الدّين منشى عليه الرّحمة با سرو گفت آب كه اى غمگسار ما * سر سوى چرخ دارى و پا در كنار ما از سر بنه و گرنه ز پيشت جدا شوم * اين سركشى كه يافته [ اى ] از گذار ما ما روز و شب روان شده در جستوجوى تو * تو فارغ از قرار دل بىقرار ما نرگسش مدام يك طبق سيم پر ز زر * بر سر نهاده است ز بهر نثار ما جوياى ماست هركه برآورد سر ز خاك * پيش شماست اينكه كمست اعتبار ما چون ما روان شويم همه گويند كاوريد * آبى به روى كار چمن باز يار ما ما پادشاه ملك نيابيم ازين سبب * فراشىّ بساط وزيرست كار ما أملح الكلام خواجو [ ى ] كرمانى بينم به سوز دل كه برآيد به صبحگاه * آه از ميان جانم و جان از ميان آه از يار غير يار اميد دگر مدار * وز دوست غير دوست مراد دگر مخواه رفتى و چشم من ز عقب مىكند نظر * مانند جسم كشته كه در جان كند نگاه هرچند كز شرايط خدمت مقصّريم * جز لطف شامل تو نداريم عذر خواه خواجو اگر گناه كند هيچ عيب نيست * بر پادشاه عفو بود ، بر رهى گناه « 1 »
--> ( 1 ) ابيات فوق در ديوان خواجوى كرمانى بهتصحيح احمد سهيلى خوانسارى وجود ندارد .